
من بازگشته ام
از شعر
از سرود
من از مرداب واژه های منظّم بازگشته ام
تا ترا در غروبی سحر آمیز
بر انبوه کاغذ پاره ها در آغوش کشم
و تو
وجدانی ترین شعر زمان را
در چشمان من خواهی خواند
و خوب میدانم که
چلّه نشینانِ بزرگ
هرگز این جوانِ بیشرم را
که اینگونه وقیح
ترا به هم آغوشی خویش فرا می خواند
نخواهند بخشید .







