هیچ کس نمی داند
دوشنبه 11 اردیبهشت 1385
کسی نمی داند چه می گذرد
نمی داند در دفتر زندگی من چه میگذرد
جز یاسهای دست تو
جز سنگ فرشهای خانه دوست
کس چه میداند که با من چه میگذرد
کس چه میداند
که صدای ناله قلبم از سوی کیست
که صدای زنجیر درهای بسته از آن کیست
هیچ کس نخواهد دانست
که سراب زندگی چیست
جز من که سراب را می بینم ,می فهمم
چون سراب را در نگاه تو ,در عشق تو دیدم و فهمیدم .





