بهمن 1385
شیدسچپج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        




شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 یک حقیقت تلخ : من انسانم ، مانند دیگران …
جمعه 31 تیر 1384

 

 

  

  کاش گوشی داشتم برای شنیدن ،

  تا حرفهایم را به دور از برداشتهای شما می گفتم .

  کاش چشمی داشتم که به دور از هر نیازی ساعتها به تماشایش می نشستم ،

  «  می تراود مهتاب
  می درخشد شبتاب
...  »

  نمی دانم ، انگار نیاز به سفری دیگر دارم ،

  سفر به خویشتن خویش ،

  دور از تمام دلبستگیهایم ،

  کتابهایم و هر چه جز تصرف وجودم کار دیگری نمی کند .

  فرصتی نمانده است ...

  کتاب کودکی ام را برگ برگ خواندم

  کتاب جوانی ام را فصل فصل

  یادم باشد دیوانگی ام را سطر سطر بخوانم

  شاید چند برگی بیشتر نمانده نباشد ، نمی دانم ...

  می خواهم رها از هر چیز بروم به دور دست

  آنجا که نام از چهره ام پرواز می گیرد ،

  آنجا که دیگر درد پایه های جاودانگی را به لرزه در نمی آورد ،

  آنجا که زمان بی رحمانه بر تو هجوم نمی آورد ،

  و دیگر فرمانبر ساعتها نیستی

  و زمان دیگر اسیر ساعت نیست ...


در خبرنامه این بلاگ عضو شوید تا در هنگام بروز رسانی به شما اطلاع داده شود.
(این سیستم فقط برای کاربران بلاگ اسکای فعال می باشد.)
نام کابری:
شناسنامه کامل من ...

چقدر ساده سخت شد باورِ شکفتنِ یک لبخند
شاید تزلزلی بر این سکوتِ سنگین جایز نبود
هرچند که تنِ شکسته ی ای کاش ها را دیگر التیامی نیست.
نمی دانم...
آیا پرنده ی صبح به انتهای این شب کوچ خواهد کرد؟
و آیا شبنمی روی سطح خشکِ ملال آورِ انتظارِ من خواهد غلتید؟
نمی دانم...
بی گمان اندام این سایه ها پر از ردِپای نور است،
سایه هایی که قدشان به بلندیِ فرداست.


لینک های روزانه

پیوند به سایر بلاگها

لوگوی وبلاگ

.: پرنــــــده :.